احساس میکنم شهریور اندازه ی چند ماه طول کشید بس که تجربه ب .

درخواست حذف این مطلب

یادتونه گفتم کارشناسی قبول شدم؟اگه یادتون نیس دو پست قبل رو بخونین.خب ما یعنی مامان و بابام رفتیم شاهرود خونه ی پسرعموم تا صبح زود بریم سمت گرگان.از چهار ساعتی که تو مسیر بودیم بگذریم میرسیم به جاهای بدتر:ثبت نام.
من نمیفهمم این چه علاقه ایه ادارات ما به فرم بازی و کاغذبازی و امضا گرفتن دارن.اون قدری مشخصات پر که دیگه حالم داشت از اسم و فامیلم به هم میخورد.خلاصه تر بگم من روز شنبه ثبت نام و برگشتیم خونه ی پسرعموم و صبح یکشنبه اومدیم خونه ی خودمون و بار و بنه بستم و دوباره روز دوشنبه به سمت گرگان که برم خوابگاه.فیش واریز خوابگاه رو تحویل دادم و کارت خوابگاه تحویل گرفتم و رفتیم خوابگاه و دو ساعت بعدش برگشتم و فرم انصراف پر .کارمندهایی که موقع ثبت نام پاچه می گرفتن حالا که سرشون خلوت شده بود با مهربونی میگفتن آخه چرا و من برای همه شون توضیح می دادم که تو خوابگاه بهم گفتن فقط یه ترم خوابگاه داری و اگه فلان شرایط رو رعایت کنی شاید ترم دو هم بهت خوابگاه بدن و سال دوم رو هم پانسیون میگیری و اگه میخوای کلاس زبان بری بهت نامه میدیم که دیر بری خوابگاه.

ولی من تصمیمم رو گرفته بودم.درس اولویت اول من نبود.من شش سال رفته ام و حوصله ی امر و نهی های خوابگاه رو ندارم.ولی اگه فکر کردید که به همین راحتی یه فرم پر و مدرکمو دادن که برم سخت در اشتباهید.دوباره امضابازی و چون پایان وقت اداری رسیده بود به مرحله ی آ که گرفتن مدرکم از بایگانی بود نرسیدیم و به این صورت موندیم تو شهر غریب.ساعت شش عصر رفتیم ناهار خوردیم.بله،تازه ناهار بعد از حدود ده ساعت گذشتن از صبحانه.بعدش یه دارویی که استفاده می و تموم شده بود رو رفتم از داروخونه یدم و این جا بود که ش ت دوم رو خوردم.من این محلول رو با یه پماد و دو تا قرص دیگه یده بودم 96 تومن و چون قیمت باقی داروها رو میدونستم برآورد کرده بودم که قیمت این محلول 50 تومنه اما تو این شهر من یدم 4500 تومن!یعنی چیزی حدود 60 تومن رفته تو پاچه ام اونم تا یقه! هیچ وقت از جاهای گرون شهر دارو ن ین حتی اگه شهرتون یه وجبه چون پول جای اجاره رو در حقیقت ازتون میگیرن.
بله عزیزان،تا اینجا براتون گفتم که وقت اداری تموم شد و ما موندیم تو شهر غریب.هتل نمیتونیم بگیریم چون گرونه بنابراین سوئیت گرفتیم.سوئیته عالی بود با قیمت مناسب ولی ما اون قدر خسته بودیم که مامانم هشت و نیم شب خو د و من و بابام هم یه ساعت بعد خواب هفت پادشاه رو میدیدیم.صبح هشت نشده من بودم تا پول خوابگاهمو بگیرم.بعد از یه ربع منتظر مسئول مالی بودن گفت باید بری امور دانشجویی پیش فلانی.رفتم و گفت این با صندوق رفاه تهرانه و منم رفتم مدرکمو بگیرم که یه ساعتی طول کشید.ع ایی که روز قبل بهشون داده بودم رو هم گم کرده بودن تازه!آیا فکر میکنین من به پولم رسیدم؟خیر!!! تو اون اب شده هیشکی نمیدونست من چطور میتونم پولمو پس بگیرم بنابراین خودم دست به کار شدم. با تهران تماس گرفتم و گفتن یه نامه بنویس با شماره حساب تجارتت بده تا برات واریز کنیم.دو ساعت دیگه دنبال امضا بودم و دوباره زنگ زدم و تازه فهمیدم که مسئول امور دانشجویی باید یه نامه از تو سیستم درخواست بنویسه نه من! رفتم بانک حساب باز و دادم بهشون و اونام گفتن چند روز دیگه مینویسن درخواست رو چون الان سرشون شلوغه.باشد که تا یه ماه دیگه پولم برگرده.

+حریری به رنگ آبان پستی نوشته راجع به جهاز خوابگاهی:)منم خواستم به نوبه ی خودم وصیت کنم قبل از ثبت نام اول برید خوابگاه رو ببینین تا هم وسایل اضافی یا واجب دستتون بیاد هم مطمئن شید گرفتن پانسیون یا خونه براتون مناسب تر از خوابگاست یا نه و هم این که خوابگاه اینترنت داره و بیشتر از یه ترم بهتون تعلق میگیره و اساسا باید شهریه پرداخت کنین یا رایگانه.

++برادرم تمام اون فاکینگ فرم ها رو از تو سایت ی که قبول شده پرینت گرفت و تو خونه پر کرد،مدارک لازم رو آماده کرده و بهشون گفتن قشنگ سر فرصت که حذف و اضافه تموم شد شما جدیدها رو ثبت نام می کنیم.به این میگن و اتوماسیون.